می نویسم کلماتی از عقل خویش ...
که بعد از اندی روزها هوای نوشتنم مرا فراگرفته .
با فکری راحت با غصه ای در دل سرم را به روی بالشتی از پر می گذارم ...
شبی طولانی در نزدیکی است ...
با سکوتی حاکی از رضایت !
رضایت از چه از کجا ؟!
ای غصه ی در عقل و فکر راحتم :
بگذار با غصه ی خود و شب آرامش بخش انتخابی داشته باشم !؟
برای ادامه ی شب !!!
در تفکرم خدایا کدام را بر گزینم ؟
شب آرامش بخش یا درد فکر غم ...
یافتم انتخابی !
خطی کشیدم مبنی بر انتخاب
که آن........
(( شب رضایت بخش است ))
زیرا همیشه پایدار نیست!


