تبليغاتX
تقدیم به همه قلبهای شکسته

در وصل هم ز عشق تو اي گل در آتشم

عاشق نمي شوي كه ببيني چه مي كشم

با عقل آب عشق به يك جو نمي رود

بيچاره من كه ساخته ي آب و آتشم

ديشب سرم به بالش ناز وصال و باز

صبح وز سيل اشك به خون بنشسته بالشم

پروانه را شكايتي از جور شمع نيست

عمريست در هواي تو مي سوزم و خوشم

باور نكن كه طعنه ي طوفان روزگار

جز در هواي زلف تو دارد مشوشم

دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان

لب ميگزد چو غنچه ي خندان كه خامشم

هر شب چو آفتاب به بالين من بتاب

اي آفتاب دلكش و ماه پري وشم

ساز صبا به ناله شبي گفت"شهريار"

اين كار توست من همه جور تو مي كشم

روحش شاد و يادش گرامي باد

+ نوشته شده توسط علی اکبر رحیمی در پنجشنبه 1387/06/28 و ساعت 9:38 قبل از ظهر |
رسيدن به اوج كار راحتي نيست ، اما در اوج ماندن كار بسيار سختي است.

زماني عاشق مي شوي كه در قلبت جايي براي عشق وجود داشته باشد.
آينده ار آن توست ، اگر از امروز حداكثر استفاده را ببري تنها زماني پير شده اي كه احساس پيري كني.
توانمندي و قابليت هاي تو به اندازه اي است كه آنها را ببيني.
ياس و نااميدي تنها به دنبال آدم هخاي ضعيف مي گردند.
تاريكي و سكوت شب زيباست به شرط آن كه در تاريكي ، روشن فكر كني.
+ نوشته شده توسط علی اکبر رحیمی در جمعه 1385/12/04 و ساعت 10:29 قبل از ظهر |

یک شبنم، این است آن منی که ازسالهای دراز از نخستین روزی که به خویش چشم گشودم،بر دوش کشیده ام.

و از گرماها و سرماها و شکست ها و پیروزی ها و حضرها و شادی هاغم ها گذشتم و گذراندم و آوردم.

بعد از ان همه سالها اینک تنهای تنها و اکنون کارم سفر است و تنهاترین مسافرم.

در زیر کوله باری سنگین از این تنهایی و سفر،پشتم خم گردیده و استخوان های قلبم به درد آمده است.

و می روم و راه طولانی لحظه ها در پیش رویم تا افق کشیده شده است واز هر منزلی تا منزل دوردست دیگر لحظه ای است.

و این چنین من باید صدهزار،میلیون ها لحظه را طی کنم تا برسم به یک روز یا یک شب،روزی از روزها، شبی از شب ها، خواهم افتاد و خواهم مرد، امامی خواهم هر چه بیشتر بروم تا هر چه دورتر بیفتم .

تا هر چه دورتر بیفتم .

هر چه دیرتر و دورتر بمیرم.

نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه پیش از آنکه می توانسته ام بروم،بمانم،افتاده و جان داده باشم. دوست دارم به یاری این سفر از این منزل ازاین لحظه ها و از این خاطرات

هر چه دورتر و دیرتر بروم و بمیرم،همین...

 

                                                            ((دکتر علی شریعتی))

+ نوشته شده توسط علی اکبر رحیمی در یکشنبه 1385/11/22 و ساعت 1:28 بعد از ظهر |
 اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران
 است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در
 آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز
 دارای احترام هستند.
 جانشین من خشایار شاه باید مثل من در حفظ این کشور ها
 بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی
 آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.
 اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در
 خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد .
 زیرا قدرات پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز
 هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه
 اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن
 برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام
 ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی
 به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته
 وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
 ده سال است که من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف
 کشور هستم و من روش ساختن این انبار ها را که از سنگ
 ساخته می شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون
 انبار ها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و
 غله در این انبار ها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و تو
 باید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه بدهی
 تا اینکه همواره آذوقه دو و یا سه سال کشور در آن انبار ها
 موجود باشد . و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله
 موجود در انبار ها برای تامین کسری خواروبار از آن استفاده کن
 و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به
 این ترتیب تو هرگز برای آذوغه در این مملکت دغدغه نخواهی
 داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .
 هرگز دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی نگمار و برای
 آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است . چون اگر دوستان
 وندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم
 کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به
 مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت
 دوستی بنمایی .
 کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم
 هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و
 جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و
 عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که
 ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
 اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ،
 نظم و امنیت برقرار کند ، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف
 یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی . با یک
 ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهم;#1575;ن که    پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
 توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و متملق را به
 خود راه نده ، چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم
 دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط
 نکن ، و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون
 مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده
 است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد
 تماس نخواهند داشت .
 افسران وسربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بدرفتاری
 نکن . اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله
 متقابل کنند . اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت
 کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که
 دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله
 شکست خوردن تو را فراهم کنند .
 امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو
 بتوانند بخوانند وبنویسند تا اینکه فهم وعقل آنها بیشتر شود
 وهر چه فهم وعقل آنها بیشتر شود ، تو با اطمینان بیشتری
 میتوانی سلطنت کنی . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش . اما
 هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و
 همیشه به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هر
 كیش که میل دارد پیروی نماید .
 بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه
 کفنی را که من خود فراهم کرده ام بر من به پیچان و در تابوت
 سنگی قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است
 مسدود نکن تا هرزمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت
 سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی ، که من پدر تو پادشاهی مقتدر
 بودم و بر بیست وپنج کشور سلطنت میکردم ،مردم و تو نیز مثل
 من خواهی مرد . زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد ،
 خواه پادشاه بیست وپنج کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ
 کس در ان جهان باقی نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت
 بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی ، غرور 
 وخود خواهی برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی ،
 بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا
 اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .
 زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو
 اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را
 مورد رسیدگی قرار دهد . و رای صادر نماید . زیرا کسی که
 مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد .
 هرگز از آباد کردن دست برندار . زیرا که
 اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت
 زیرا این قاعده است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف
 ویرانی می رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر
 سازی را در درجه اول قرار بده .
 عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از
 عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولی
 عفو باید فقط موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو
 خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو
 کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
 بیش از این چیزی نمیگویم این اظهارات را با حضور کسانی که
 غیر از تو در اینجا حاضر هستند ، کردم . تا اینکه بدانند قبل از
 مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها
 بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است .
+ نوشته شده توسط علی اکبر رحیمی در دوشنبه 1385/10/25 و ساعت 0:45 قبل از ظهر |
سلام ،امیدوارم همه خوب باشند

انسان خوشبخت آن كسي است كه حوادث را با تبسم و اندكي دقت بعلت وقوع آن تلقي وقبول نمايد مترلينگ
اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست *** بودا
انسان خوشبخت نمي شود اگر براي خوشبختي ديگران نكوشد *** دوسن پير
اگر مي خواهي خوشبخت باشي براي خوشبختي ديگران بكوش زيرا آن شادي كه ما به ديگران مي دهيم به دل ما بر مي گردد *** بتهوون
آنكه كردار به سخاوت بيارايد و گفتار براستي در اين جهان نيك بخت است *** بزرگمهر
آنچه جهان به ما مي دهد و آنچه خوشبختي نام دارد بازيچه تقدير بيش نيست *** لاوات
اعتقاد به بخت و قسمت بدترين نوع بردگي است *** اپيكتت
بخاطر بسپاريم كه تنها راه تامين خوشبختي اين نيست كه متوقع حقشناسي از ديگران باشيم بلكه خوبيهائيكه به آنها مي كنيم بايد فقط بمنظور تامين مسرت باطن خودمان باشد *** ديل كارنگي
خوشبختي شكل ظاهري ايمان است ،تا ايمان و اميد و سخت كوشي نباشد ،هيچ كاري را نمي توان انجام داد***هلن كلر
كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند***گوته
يك زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد ***سقراط
فكر خوب معمار و آفريننده است ***ديل كارنگي
انديشه و تفكر پشتوانه اي بزرگ در سراسر حيات بشر است و انسان بي انديشه و تفكر به ماده اي بي روح مي ماند ***پاسكال
تمام پيشرفتهاي عالمگير خود را مديون تفكر منظم و يادداشت برداري دقيق هستم ***اديسون
آنكه مي‌خواهد روزي پريدن آموزد، نخست مي‌بايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمي‌كنند.***نيچه
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!***كريستوفر مارلو
هيچ شعري شاعر ندارد، هر خواننده‌ي شعري شاعر آن لحظه‌ي شعر است.***پابلو نرودا
چه اهميت دارد چه كسي سخن مي گويد.
كسي سخن گفته است چه اهميت دارد كه چه كسي.
شما ممكن است بتوانيد گلي را زير پا لگدمال كنيد، اما محال است بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد. «ولتر؛ نويسنده فرانسوي
نگاهت رنج عظيمي است، وقتي بيادم مي‌آورد كه چه چيزهاي فراواني را هنوز به تو نگفته‌ام. «آنتوان سنت اگزوپري؛ شاهزاده سرزمين عشق»
در بين تمامي مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسيم شده زيرا همه فكر مي‌كنند به اندازه كافي عاقلند.***رنه دكارت
+ نوشته شده توسط علی اکبر رحیمی در یکشنبه 1385/10/17 و ساعت 9:23 قبل از ظهر |
اینارو از تو یه شایت پیدا کردم گفتم شما هم بخونید بد نیست...

 از برج مراقبت مزاحمتون مي شم.اگه تو قلبتون
 جا هست اجازه فرود ميخواستم. اجازه هست؟
************
 شايد کسي را که با او خنديده ايد فراموش کنيد
.اما کسي را که با او گريستيد هرگز فراموش نخواهيد کرد
************

غم و شادي در يک خانه زندگي مي کنند به آهستگي
شادي کن تا غم بيدار نشود
************

يک بچه همواره مي تواند سه چيز به يک آدم بزرگ
بياموزد : ۱- شاد بودن بدون دليل ۲- دائم به کاري مشغول بودن ۳- تقاضا
کردن آنچه با تمام وجود مي خواهد
************

هر كجا محرم شدي چشم از خيانت بردار اي بسا
محرم كه تا يك نقطه مجرم مي شود
************

دل آدمي بزرگتر از اين زندگي است و اين، راز تنهايي اوست
************

اخم نکنيد هرگز نمي دانيد چه کسي ممکن است با يک تبسم عاشقتان شود
************

همه چيز در پايان خوب است. اگر خوب نباشد بدانيد که هنوز به نقطه پايان
نرسيده است
************

همه ميگن بايد براي رسيدن به عشقش از تموم دنيا بگذره ولي تو كه دنياي مني
چطور ازت بگذرم؟
 
************

احمقانه است که بخواهي از اشتباهات ديگران درامان باشي . چنين کاري غير
ممکن است . فقط سعي کن از اشتباهات خودت درامان باشي
************

ولتر:شما ممکن است بتوانيد گلي را زير پا لگدمال کنيد، اما محال است
بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد

************
نردبان اين جهان ما ومنيست عاقبت اين نردبان افتادنيست لاجرم آن كس كه بالاتر نشست استخوانش سختر خواهد شكست
************
به چشمان خود هم غمت را مگو که ميگريد و سر نگه دار نيست
************
دوستي ازدواج روح است درآن طلاق وجدايي جايز نيست.
************

از کبوترپرسيدم : زندگي چيست؟ پرهايش را تکان داد و جواب نداد ازدريا پرسيدم:زندگي چيست؟ خروشيد و جوابم را نداد ازآفتاب پرسيدم:زندگي چيست؟ غروب کرد وجوابم را نداد ازانسان پرسيدم:زندگي چيست؟ گفت: زندگي خون دل خوردن است اولش عشق وبعد مردن است.

+ نوشته شده توسط علی اکبر رحیمی در دوشنبه 1385/10/11 و ساعت 0:36 قبل از ظهر |
 

زندگي ما زائيده ي انديشه ي ماست. ( مارك اورل )

هر انساني محصول افكار خويش است. ( دكتر شوارتز )

در تصميم هاي خود زياد تاخير نينداز. ( رابينز )

تكامل بايد هدف اوليه همه هنرمندان حقيقي باشد.( بتهوون )

به پيروزي بينديشيد و هرگز به شكست فكر نكنيد.( دكتر شوارتز )

راز سعادت در اين است كه كاري را كه به تو واگذار شده را دوست بداري.( الدوس هالكسلي )

بر جسم و روح خود مسلط شو.( رابينز )

نابغه كسي است كه پيوسته افكارش را از قوه به فعل در مي آورد.( بالزاك )

علت اصلي همه رنجها در مغز، طريقه فكر كردن آدمي است.( ديل كارنگي )

**********

 

اگر آفتابت را بشناسي، آفتابگردانهاي قلبت هميشه رو به او خواهند داشت حتي اگر از كوچه باغ فراموشي گذر كني .

 سكوت در نگفتنش انسان را متضرر مي كند.

سکوت اثبات تهی بودن نمی کند .

آهنگ ها تنهايی را تسکين می دهند ولی تسکين تنهايی، تسکين درد نيست.

 عشق نيازمند رهايی است نه تصاحب .

دوست كسيه كه آدم از كنارش مثله غريبه رد نميشه .

 دوستي يه قرارداد نوشته نشده بين آدماس به قيمت محبت و مدت بينهايت .

 بي تفاوتي در قبال محبت بدترين بي احترامي به آدماس .

+ نوشته شده توسط علی اکبر رحیمی در جمعه 1385/09/24 و ساعت 5:8 بعد از ظهر |
سعادت

افسوس! يگانه سواليکه هيچکس نميتواند پاسخي به آن بدهد: سعادت چيست؟
برادلي
چه سعادت بيايد و چه نيايد، آدمي بايد سعي کند خـــــــود را از سعـــــــادت بـــــــي نيــازگــــرادند. ـ ـ ـ ژرژالبوت

غنچه خوشبختي در جاي تاريک و بي صدا و گودي پنهان است
که بسيار نزديک به ماست ما کمتر از آنجا ميگذريم و آن دل خود ماست.ـ ـ ـ موريس مترلينک

من ديده ام که درجه سعادت اشخاص مربوط به اراده و ميل خود آنهاست. ـ لينکين

دنبال سعادت برو، سعادت از تو خواهد گريخت،

با دل و جان بکار خودت بپرداز، وقتت را براي ممقصود بکار بر،

از جادهء خود بيني و شهوت بيني نفس بيرون بيا و دنبال چيزي برو که

از نفس بالاتر است، آنگاه هنگامي که بگذشته ات فکر ميکني،

خواهي ديد که تو خوشبخت بوده اي. ـ ـ ـ پروفيسور جود

فرق بين سعادت و خردمندي اينست که آنکه خود را خوشبخت مي انگذارد

واقعاً خوشبخت است و لي آنکه خود را از همه خردمند تر مي انگذارد از همه
نادانتر است. ـ ـ کولتون

سعادت نتيجه يک زندگاني عقلاني است. ـ ـ

بمحض اينکه از خود ســـــــوال کـــــــردي : من خوشبختـــــــم ــ سعـــــادت

تـــــرا تــرک خــواهد گفت. ـ ـ ـ جان استوارت ميل

راز سعادت در اينست که کاري بتو واگذار شده دوست بداري. ـ ـ آلدوس هکسلي
خوشبختي هرگز هدف من نبوده است من هــــــم مــــانند انشتين احساس

سعــــادتمندي نميکنــــم و نمي خواهم سعادتمند و شادکام باشم.ـ ـ ـ جرج برنادشا

خوشبختي يگانه چيزي است کـــــه مي توانــيـم بي اينکـــــه خــــــود داشته

باشيم ديگران را از آن بـــرخوردار ســـــازيم . ـ ـ کارمن سيلوا

يگانه راه براي افزودن خوشبختي بر روي زمين آنست که تقسيم اش کنيم.ـ پول شرر

خوشبخت کسي است که دم را غنيمت ميشمارد و بخود ميگويد: من

امروزخوشــــــم تــا فردا چـــه پيش آيــــد. ـ ـ درايدن

روي اين زمين سعادت وجود ندارد. ـ ـ ـ ادمون اسپنسر

سعادت نسبي را کسي دارست که در درجه اول با خويش سازگاري داشته باشد و

اين از مشکلترين کارهاست. عامل دوم اينست که با ديگران سازگار باشد و عامل

سوم اينکه با کاري سازگاري داشته باشد. ـ ـ ـ خواجه نوري

بنا کردن عمارت خوشبختي بسيار دشوار و خـراب کردن آن اسان است. ـ ـ بودن شت

سعادت آنست که انسان دنيا را همانطور که آرزوم ميکند ببيند. ـ ـ کورنر

اي مردم چرا سعادت را در خارج ميجوئيد سعادت درون خود شماست. ـ ـ بيوتيوس
بشر خلق نشده است که سعادتمند باشد. ـ ـ ـ دکتر جانسن

هرگاه سعادت در اين جهان بکسي روي بياورد، تصادفاً روي مي آورد ولي اگر

کسي تحصيل آن را هدف قرار بدهد هرگز آنرا بدست نخواهد آورد. ـ ـ هوتورن

به انسان تندرستي و ثــــروت بدهيد او هـــــــر دو را در جستجو سعــــــــادت از

دست خـــــــواهد داد. ـ ـ ـ

دنيا گلي است که گلبرگهايش خيالي و خار هايش حقيقي است. ـ ـ

سعادت حکم ساعت را دارد که هر اندازه ساده تر باشد بهتر کار ميکند. ـ ـ شانفور

افرادي هستند که نورچشمي چانس و اقبالنـــــــد و هــــــر وقت سقـــوط

ميکننــــــد مانند گربه روي دو پا بر زمين مي نشينند. ـ ـ کلتون

در روي زمين سعادتي بالاتر از يک عشق پاک و بادورام متصور نيست. ـ ـ مترلينک
?
سعادت ديگران بخش مهمی از خوشيختی ماست .
رنان

اگر ميخواهي سعادت در کنار تو باشد از آن اجتناب کن . ـ ـ بنيامين فرانکلن
?
هيچکس بدبخت تراز کسی نيست که هميشه خوشبخت است .
هلندی

سعادتمند كسي است كه به مشكلات و مصائب زندگي لبخند بزند .
شكسپير
?

با تقوی و خوبی ميتوان سعادت آفريد .
زنون
هر كس با استعدادهايي خلق شده كه بايد آنها را بكار ببندد .
به كار بستن آنها ، بزرگترين سعادت زندگي هر فرد است

+ نوشته شده توسط علی اکبر رحیمی در جمعه 1385/09/10 و ساعت 11:45 قبل از ظهر |
.
- Clock And Date Click here to make Webloger your default homepage!