تبليغاتX
تقدیم به همه قلبهای شکسته - غزلي زیبا از زنده ياد شهریار !

در وصل هم ز عشق تو اي گل در آتشم

عاشق نمي شوي كه ببيني چه مي كشم

با عقل آب عشق به يك جو نمي رود

بيچاره من كه ساخته ي آب و آتشم

ديشب سرم به بالش ناز وصال و باز

صبح وز سيل اشك به خون بنشسته بالشم

پروانه را شكايتي از جور شمع نيست

عمريست در هواي تو مي سوزم و خوشم

باور نكن كه طعنه ي طوفان روزگار

جز در هواي زلف تو دارد مشوشم

دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان

لب ميگزد چو غنچه ي خندان كه خامشم

هر شب چو آفتاب به بالين من بتاب

اي آفتاب دلكش و ماه پري وشم

ساز صبا به ناله شبي گفت"شهريار"

اين كار توست من همه جور تو مي كشم

روحش شاد و يادش گرامي باد

+ نوشته شده توسط علی اکبر رحیمی در پنجشنبه 1387/06/28 و ساعت 9:38 قبل از ظهر |
.
- Clock And Date Click here to make Webloger your default homepage!