بی وفا از من چرا ببريده ای
خون دل از ديده ام باريده ای
دل زعشقت گشته چون مجمر به نار
من چه کردم يا چه از من ديده ای
گوچه ديدی که اين چنين پنهان شدی
از نظرها خود چرا پوشيده ای
گو چه کردم سنگدل جرمم چه بود
تا دلم را با جفا بدريده ای
عاشقی چون من کجا پيدا شود
قصه هايم کو ؟ کجا بشنيده ای
از علی صد کينه بر دل بسته ای
تا که اغياری دگر بگزيده ای
خون دل از ديده ام باريده ای
دل زعشقت گشته چون مجمر به نار
من چه کردم يا چه از من ديده ای
گوچه ديدی که اين چنين پنهان شدی
از نظرها خود چرا پوشيده ای
گو چه کردم سنگدل جرمم چه بود
تا دلم را با جفا بدريده ای
عاشقی چون من کجا پيدا شود
قصه هايم کو ؟ کجا بشنيده ای
از علی صد کينه بر دل بسته ای
تا که اغياری دگر بگزيده ای
شعری از دوست خوبم آقای محمدزاده
+ نوشته شده توسط علی اکبر رحیمی در پنجشنبه 1387/07/04 و ساعت
1:21 بعد از ظهر |

